145
این روزای آخر احساسات متفاوت با کلی کار نکرده دارم.در درجه اول تصمیم دارم بینی م و عمل کنم و در به در دنبال دکترم.از یه طرفم وسواس دارم و روی هر بینی ای یه ایراد می زارم و این اصلا خوب نیست..
دیشب هم کلی کابوس از مشکلات پارسالمون دیدم.فقط ۴ ساعت بود خوابیده بودم.بیدار شدم و صورتم و شستم و باز خزیدم تو بغل این مرد..بیدارش نکردم چون عصری باید می رفت سر کار..
الانم که تنهام با تمیزکاری خودم و آروم کردم و اومدم اینجا ببینم چه خبره.امیدوارم همگی حالتون خوب باشه.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر ۱۴۰۳ ساعت 18:16 توسط حنا
|